
توضیح کامل درس2عربی سال سوم راهنمایی برای دیدن ادامه مطلب را کلیک کن...
ادامه مطلب
توضیح کامل درس1عربی سال سوم راهنمایی برای دیدن ادامه مطلب را کلیک کنید...
ادامه مطلب
نقل شده يك نفر مصرى از قوم فرعون ، خوشه انگور بسيار زيبايى را به فرعون داد و گفت : مى خواهم اين خوشه انگور را با همين قيافه به شكل جواهرات و لؤ لؤ بزرگ در آورى ؛ زيرا تو خدا هستى خدا هر كارى بخواهد مى تواند انجام دهد. فرعون هم آن را گرفت و به او قول داد كه انجام دهد. وقتى شب شد و تاريكى همه جا را فرا گرفت ، فرعون همه درها را بست و گفت : هيچ كس نبايد داخل شود. از اين درخواست مرد حيران بود كه چه كند؟ شيطان به كاخ او رفت و در زد. فرعون گفت : چه كسى در مى زند؟ شيطان در جواب گفت : فلانم به ريش آن خدايى كه نمى داند چه كسى بر در سراى تو است . تو اگر خدا بودى هر آينه مى دانستى چه كسى پشت در است . فرعون از اين جسارت و بى باكى او را شناخت . فرعون گفت : اى ملعون ! داخل شو، ا...
ادامه مطلب
:.شیطان و حرف حساب.: بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ اين طور نيست كه شيطان هميشه حرف ناحساب بزند. گاهى اوقات هم به دوستان و حتى دشمنان خود هم سفارش درست مى كند و حرف حساب مى زند. گاهى اوقات با همان حرفهاى حساب شده ، دوستان و طرفداران خود را رنجانده ، آنها را به رسوايى مى كشاند و از غرورشان پايين مى آورد.روزى فرعون همان كسى كه مدت ها ادعاى خدايى كرد و مردم هم خدايى او را پذيرا گشتند و از پيروانشان شدند. در حالى كه خوشه انگورى را به دست گرفته و آن را مى خورد، شيطان به صورت مرد ناشناس داخل مجلس شد و گوشه اى نشست .فرعون رو به جمعيت كرد و گفت : آيا كسى هست كه خوشه انگور را مرواريد كند؟ شيطان گفت : بلى ، خوشه انگور را گرفت و اسمى از )) اسماءالله ((را بر آن خواند، فورا مرواريد شد. آن را به د...
ادامه مطلب
امیرابوعبدالله محمد پسر عبدالملک مُعِزّی نیشابوریشاعری فارسی زبان . پدرش عبدالملک برهانی از شاعران دربار الب ارسلان بود و در اوایل سلطنت ملکشاه سلجوقی وفات یافت و محمد فرزندش، به جای او به خدمت سلطان ملکشاه در آمد و تخلص شعری خود معزی را از لقب سلطان که «معزالدین» بود، اقتباس کرد.معزی شاعر بزرگ دربار ملکشاه سلجوقی بود و از سوی این پادشاه لقب امیر گرفت. پس از مرگ ملکشاه، معزی به سلطان سنجر درٱمد. روایت شدهاست که روزی در شکارگاه تیر سلطان به سینه او خورد و او هر چند از زخم این تیر نبرد، اما مدتها تیر در سینهاش جای داشت و از آسیب آن رنج میبرد. معزی در سال ۵۲۱ هجری قمری وفات یافت. دیوان او مشتمل بر هجدههزار بیت شعر به زبان فارسی است.بیشتر اشعار معزی قصیده و غزل مدحی و توصیفی است. بابر گفتهای ان...
ادامه مطلب