خواص میوه ها-در مورد شیطان-ودر مورد جامی و امیر معزی

متن مرتبط با «در مورد شیطان» در سایت خواص میوه ها-در مورد شیطان-ودر مورد جامی و امیر معزی نوشته شده است

توضیح کامل درس2عربی سال سوم راهنمایی

  • نیلوبلاگ

    توضیح کامل درس2عربی سال سوم راهنمایی برای دیدن ادامه مطلب را کلیک کن...

    ادامه مطلب
  • توضیح کامل درس1عربی سال سوم راهنمایی

  • نیلوبلاگ

    توضیح کامل درس1عربی سال سوم راهنمایی برای دیدن ادامه مطلب را کلیک کنید...

    ادامه مطلب
  • شیطان و فرعون

  • نیلوبلاگ

    نقل شده يك نفر مصرى از قوم فرعون ، خوشه انگور بسيار زيبايى را به فرعون داد و گفت : مى خواهم اين خوشه انگور را با همين قيافه به شكل جواهرات و لؤ لؤ بزرگ در آورى ؛ زيرا تو خدا هستى  خدا هر كارى بخواهد مى تواند انجام دهد. فرعون هم آن را گرفت و به او قول داد كه انجام دهد. وقتى شب شد و تاريكى همه جا را فرا گرفت ، فرعون همه درها را بست و گفت : هيچ كس نبايد داخل شود. از اين درخواست مرد حيران بود كه چه كند؟ شيطان به كاخ او رفت و در زد. فرعون گفت : چه كسى در مى زند؟ شيطان در جواب گفت : فلانم به ريش آن خدايى كه نمى داند چه كسى بر در سراى تو است . تو اگر خدا بودى هر آينه مى دانستى چه كسى پشت در است . فرعون  از اين جسارت و بى باكى او را شناخت .   فرعون گفت : اى ملعون ! داخل شو، ا...

    ادامه مطلب
  • در مورد شیطان

  • نیلوبلاگ

    :.شیطان و حرف حساب.: بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ اين طور نيست كه شيطان هميشه حرف ناحساب بزند. گاهى اوقات هم به دوستان و حتى دشمنان خود هم سفارش درست مى كند و حرف حساب مى زند. گاهى اوقات با همان حرفهاى حساب شده ، دوستان و طرفداران خود را رنجانده ، آنها را به رسوايى مى كشاند و از غرورشان پايين مى آورد.روزى فرعون همان كسى كه مدت ها ادعاى خدايى كرد و مردم هم خدايى او را پذيرا گشتند و از پيروانشان شدند. در حالى كه خوشه انگورى را به دست گرفته و آن را مى خورد، شيطان به صورت مرد ناشناس داخل مجلس شد و گوشه اى نشست .فرعون رو به جمعيت كرد و گفت : آيا كسى هست كه خوشه انگور را مرواريد كند؟ شيطان گفت : بلى ، خوشه انگور را گرفت و اسمى از )) اسماءالله ((را بر آن خواند، فورا مرواريد شد. آن را به د...

    ادامه مطلب
  • در موردجامی و امیر معزی

  • نیلوبلاگ

    امیرابوعبدالله محمد پسر عبدالملک مُعِزّی نیشابوریشاعری فارسی زبان . پدرش عبدالملک برهانی از شاعران دربار الب ارسلان بود و در اوایل سلطنت ملکشاه سلجوقی وفات یافت و محمد فرزندش، به جای او به خدمت سلطان ملکشاه در آمد و تخلص شعری خود معزی را از لقب سلطان که «معزالدین» بود، اقتباس کرد.معزی شاعر بزرگ دربار ملکشاه سلجوقی بود و از سوی این پادشاه لقب امیر گرفت. پس از مرگ ملکشاه، معزی به سلطان سنجر درٱمد. روایت شدهاست که روزی در شکارگاه تیر سلطان به سینه او خورد و او هر چند از زخم این تیر نبرد، اما مدتها تیر در سینهاش جای داشت و از آسیب آن رنج میبرد. معزی در سال ۵۲۱ هجری قمری وفات یافت. دیوان او مشتمل بر هجدههزار بیت شعر به زبان فارسی است.بیشتر اشعار معزی قصیده و غزل مدحی و توصیفی است. بابر گفتهای ان...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    عربی"عربی سال سوم"عربی درس2" | عربی"عربی سال سوم" |